تبلیغات
عکس های سرکاری و باهال ๑۩۞۩๑ آهنگ ๑۩۞۩๑ دانلود ๑۩۞۩๑ موبایل ๑۩۞۩๑ بازی ๑۩۞۩๑ اس ام اس - داستان کوتاه گفتگو با خدا ...
منوی اصلی

موضوعات

نویسندگان

لینک دونی

بخش ویژه
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
بازدید کل:
کل مطالب:
پست ثابت
خدمت دوستان و کاربران دائمی و غیر دائمی این ولاگ سلام عض میکنم ، امید وارم مطالب اندک اما پربار وبلاگ شما عزیزان را راضی کرده باشد

خوابیده بودم ؛

در خواب كتاب گذشته ام را باز كردم و روزهای سپری شده عمرم را برگ به برگ مرور كردم . به هر روزی كه نگاه می كردم ، در كنارش دو جفت جای پا بود. یكی مال من و یكی مال خدا . جلوتر می رفتم و روزهای سپری شده ام را می دیدم . خاطرات خوب ، خاطرات بد ، زیباییها ، لبخندها ، شیرینیها ، مصیبت ها، ... همه و همه را می دیدم .

 

اما دیدم در كنار بعضی برگها فقط یك جفت جای پا است . نگاه كردم ، همه سخت ترین روزهای زندگی ام بودند . روزهایی همراه با تلخی ها ، ترس ها ، درد ها، بیچارگی ها .

با ناراحتی به خدا گفتم : «روز اول تو به من قول دادی كه هیچ گاه مرا تنها نمی گذاری . هیچ وقت مرا به حال خود رها نمی كنی و من با این اعتماد پذیرفتم كه زندگی كنم . چگونه ، چگونه در این سخت ترین روزهای زندگی توانستی مرا با رنج ها ، مصیبت ها و دردمندی ها تنها رها كنی ؟ چگونه ؟»

 

خداوند مهربانانه مرا نگاه كرد . لبخندی زد و گفت

« بنده ی من ! من به تو قول دادم كه همراهت خواهم بود . در شب و روز ، در تلخی و شادی ، در گرفتاری و خوشبختی .

من به قول خود وفا كردم ،

هرگز تو را تنها نگذاشتم ،

هرگز تو را رها نكردم ،

حتی برای لحظه ای ،

آن جای پا كه در آن روزهای سخت می بینی ، جای پای من است ، وقتی كه تو را به دوش كشیده بودم !!!»

     مطالب پیشین
:: عکس کودکان
:: کار روزانه زنان
:: عکس خفن از یک کودک
:: طنز: موفع خواستگاری رفتن باید حتما كبریت همراهتون باشه
:: شرایط یک پسر خوب
:: دیگه خسته ام از این زمونه
:: اس ام اس عاشقانه جدید
:: تصاویر از دختــــــران شیطان پرست ((واقعی))
:: »»اوف اوف اوف عجب وضعی
:: داستان کوتاه کاملا واقعی درباره یک وبلاگ نویس عاشقانه
:: داستان کوتاه گفتگو با خدا ...
:: ثبت سایت یا وبلاگ در گوگل 2010
:: ایرانی ها ار امریکایی ها باهوش ترن خیلی جالب حتما بخونید
:: SMS های شیرین و عاشقانه
:: عشق

     صفحات وبلاگ